المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

82

التنبيه والإشراف ( فارسي )

هزاريكه هزار سال است - اقامتگاه وى استخر پارس بود . اوشهنج چهل سال پادشاهى كرد . طهمورث سى سال پادشاهى كرد . جم هفتصد سال و سه ماه پادشاهى كرد . بيوراسب كه همان ضحاك بود هزار سال پادشاهى كرد و ايرانيان دربارهء وى مبالغه كنند و ضمن اخبار او گويند كه دو مار بر دو شانهء وى بود كه پيوسته رنجش ميداد و فقط با مغز سر انسانى آرام مىشد . ضحاك جادوگرى بود كه جن و انس اطاعت او مىكردند و بر هفت اقليم پادشاهى يافت ، و چون ستم او از حد گذشت و مردم بسيار از اهل مملكت خود را نابود كرد ، مردى پارسا از عامهء مردم كه كفشگرى از اهل اصفهان بود بنام كابى به پا خاست و پرچمى از پوست بعلامت خويش برافراشت و مردم را بخلع و قتل ضحاك و پادشاهى فريدون خواند و عامهء مردم و بسيارى از خواص پيرو او شدند و او سوى ضحاك رفت و او را بگرفت و فريدون او را به بالاى كوه دباوند فرستاد كه ما بين رى و طبرستان است و آنجا محبوس كرد كه تاكنون زنده است و آنجا دربند است و تفصيل آن دراز است كه مشروح آن را در كتاب « مروج الذهب و معادن الجوهر » آورده‌ايم . مردم از آنچه بضحاك رسيد و نتيجهء ستمگرى و سوء تدبير وى بود سخت خرسند شدند و اين پرچم را مبارك شمردند و آن را بانتساب كابى صاحبش درفش كابيان نام دادند . درفش به فارسى قديم پرچم و به فارسى كنونى اشفى الخرز است . درفش را به طلا و جواهرات گرانبها بياراستند و جز در جنگهاى بزرگ آن را بيرون نميآوردند كه بر سر شاه يا وليعهد يا قائم مقام او افراشته مىشد و همچنان پيش ملوك ايران محترم بود تا يزدگرد پسر شهريار آخرين ملوك ايران كه از ساسانيان بود آن را با رستم آذرى بسال 16 بر حسب اختلافى كه در اين باب هست براى جنگ عرب بقادسيه فرستاد . وقتى ايرانيان مغلوب شدند و رستم كشته شد ، درفش بدست ضرار بن خطاب فهرى افتاد و به دو هزار هزار دينار تقويم شد . بقولى تصرف درفش بروز فتح مدائن و بقولى